غلامعلى صفايى
17
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
1 - آن قاعده تنها در افعال لازم است . 2 - تقدير آيه اين گونه است : « دفع بعض الناس بعض » كه در اين صورت باء بر فاعل داخل شده است ، بنابراين تقدير آيه در كتاب اشتباه مىباشد . الثّالث : سومين معناى باء ، استعانت است و باء به اين معنا در كلام قرار مىگيرد و بيان مىكند كه مجرور ، آلت وقوع فعل يا شبه قبل است . مانند قول أمير المؤمنين عليه السّلام كه در هنگام جنگ به اصحاب خود مىفرمودند : « و الذي نفس ابن أبي طالب بيده ، لألف ضربة بالسيف أهون عليّ من ميتة على الفراش في غير طاعة اللّه » . « 1 » شاهد : در باء « بالسيف » مىباشد كه بيان مىكند آلت و ابراز « ضربة » شمشير است . معناى شاهد : « قسم به خدايى كه جان فرزند أبى طالب به دست قدرت اوست ، هرآينه هزار ضربت خوردن به وسيله شمشير آسانتر است بر من ، از مردن در بسترى كه آن بسترى شدن و مردن در راه خدا نباشد » . و مانند قول عبيد اللّه بن حرّ جعفى در رثاء و عزاى اصحاب امام حسين عليه السّلام : سقى اللّه أرواح الّذين تبادروا * إلى نصره سقيا من الغيث دائمه « تآسوا على نصر ابن بنت نبيهم * بأسيافهم آساد غيل ضراغمه » « 2 » شاهد : معناى استعانت داشتن باء در « بأسيافهم » مىباشد . تركيب شعر : « تآسوا » فعل ماضى جمع مذكّر از باب تفاعل از مادهء « أسى » به معناى اجتماعكردن است و همزهء فاء الفعل با الف باب تفاعل ادغام شده و به مد تبديل گشته و ياء به جهت التقاى ساكنين با واو جمع حذف گرديده است . « بأسيافهم » متعلّق به « نصر » و « آساد » جمع « أسد » به معناى شير و منصوب بنابر حاليت از ضمير فاعلى در « تآسوا » است و « غيل » به كسر غين و سكون باء به معناى بيشه ، و مضاف اليه است و « ضراغمة » جمع « ضرغام » به معناى شير و اين كلمه نيز
--> ( 1 ) - نهج البلاغة : 122 / 380 . ( 2 ) - أدب الطف : 1 / 98 ، نفس المهموم : 497 .